در شهر مونیخ بیش از ۱۰۰۰ دانشجو با حمل پلاکارد نسبت به گران بودن تحصیل اعتراض کرده اند. آنها در حالی كه پلاکارد هایی حمل میکردند گفته اند كه هزینه ی حماقت به چه اندازه است؟
همچنین در بیش از ۲۰ شهر آلمان دانشجویان کلاس های دانشگاه ها را تصرف کرده و تبدیل به مراکز اعتراض کرده اند.
گفتنی است مدتی است كه در آلمان از دانشجویان بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ یورو شهریه گرفته میشود. اعتراضات دانشجویی کم و بیش وجود داشته است ولی شاید دیروز یکی از بزرگترین اعتراضات دانشجویی رخ داده است.
دانشجویان نمیتوانند از عهده هزینه سنگین زندگی و همچنین شهریه ها بر آیند. این در حالی است كه کیفیت دانشگاه ها تغییری نکرده است. دانشجویان همچنین به عوض شدن سیستم دانشگاهی و آمریکایی شدن سیستم معترض اند.
رییس انجمن دانشگاه های آلمان اعتراضات دانشجویان را بر حق دانسته و آنها را در راهی كه انتخاب کرده اند تشویق کرده است. وزیر علوم به اشتباهات اخیر اعتراف کرده است.
دانشجویان گفته اند كه به اعتراضات در سال ۲۰۰۹ ادامه داده و از تاریخ ۳۰ نوامبر اعتراضاتشان را از سر خواهند گرفت.
German university students hold mass rallies against education reform
من به آنها میگفتم، به نمایشگاه خوشنویسی و نقاشی هم می روم. کمی هم روانشناسی و جامعه شناسی می خوانم ولی دو چیز برایم مهمتر است: موسیقی و دیگری ریاضی.
در ضمن چندین سال هم فلسفه خواندم، آن هم به زبان انگلیسی. هم زبانم خوب شد و هم از فلسفه زبانهای معمولی سر در آوردم. در این مسیر سالها ی سال با ویتگنشتاین زندگی کردم. مدت زیادی هم روی موتورها ی جستجو در اینترنت کار کردم.
از تاریخ ریاضی و موسیقی، علم ریشه شناسی لغتها و چیزها ی دیگر هم غافل نبودم. اگر چه تنبک، قاوال (دایره آذری)، دف و طبلا ی هندی و شاخههای مختلف ریاضی هدف اصلی من بود. تا اینکه در دوره کارشناسی ارشد به جبر جابجایی بیشتر کشش پیدا کردم و الان هم در همان شاخه مشغول تحقیق هستم.
خلاصه از هر طرف برفتم بر حیرتم بیفزود!
----------
در یکی از سخنرانیها ی استاد پرویز شهریاری بودم که به دانشجویان میگفت که تک بعدی نباشند.
پرویز شهریاری (زادهٔ ۲ آذر ۱۳۰۵، کرمان) ریاضیدان، مترجم، روزنامهنگار، فعال سیاسی ایرانی از چهرههای ماندگار در عرصه علم و آموزش ایران است.
الان مشغول کار کردن روی مقاله ی دیگری هستم که در مراحل پایانی آن است. دیروز هم در یک کارگاه کوچک ریاضی در شهر "بوخوم" شرکت کردم. سه تا سخنرانی بود. یکی در زمینه ی جبر جابه جایی بود و دو تای دیگر در زمینه ی هندسه ی جبری. باید در بدترین شرایط هم کار کرد! همین دیگر!
در اواخر دوره ي تحصيل در مقطع كارشناسي بودم كه با استاد سيامك ياسمي آشنا شدم و به واسطه ي ايشان علاقه اي به جبر جابه جايي پيدا كردم كه باعث شد كه در زمينه ي جبر جابه جايي به صورت تخصصي تر كار كنم. در همان موقع مثال نقضي براي يكي از پرسش هاي باز ايشان پيدا كردم كه ايشان به اين مثال در يكي از مقالات تحقيقاتي خود با ذكر نام اين حقير اشاره كردند.
پس از برگزاري امتحان ورودي كارشناسي ارشد به دليل رتبه ي ١٢ در آن امتحان جزو دانشجويان المپياد دانشجويي وارد دانشگاه تهران شدم و اين فرصت رخ داد كه پایان نامه كارشناسي ارشد خود را تحت نظر استاد راهنمايم استاد سيامك ياسمي بنويسم كه قسمتي از آن پایان نامه تحت عنوان "ايده آلهاي Mـحذفي" در يكي از مجله هاي خوب رياضي كشور كره ي جنوبي در سال ٢٠٠٠ ميلادي ـ كه اتفاقا سال جهاني رياضي بود ـ انتشار يافت.
اما پس از فارغ التحصيلي اوضاع دگرگون شد و مشكلات بسياري ـ كه بنا به دلايلي به آنها نمي خواهم بپردازم ـ باعث شد كه اينجانب از تحصيلات آكادميك به دور افتم. در اينجا به دو نكته اشاره مي كنم. نكته ي اول: من از اين عبارت "فارغ التحصيل" خوشم نمي آيد زيرا انسان هيچ گاه از تحصيل فارغ نمي شود يا به قول معروف "زگهواره تا گور دانش بجوي". نكته ي دوم: يكي از مشكلات اينجانب پس از اتمام دوره ي كارشناسي ارشد مربوط مي شود به همان روحيه ي مستقل اينجانب در رياضي و باقي ي ماجرا چنان كه افتد و داني!
به هر حال از آنجاييكه نمي توانستم سرنوشت علمي خود را به نامهري و بداخلاقي برخي اساتيد محترم گره بزنم راه حل جالبي براي ادامه ي كار پيدا كردم و آن همانا كار در اينترنت براي ترويج موسيقي كوبه اي ايران بود. درضمن در همين مدت بنا به زمينه ي اينجانب در رياضي با نحوه ي كار موتورهاي جستجو آشنا شدم كه بعد ها متوجه شدم كه آن چيزي كه من به دنبالش بودم شاخه اي از "علم رايانه اي نظري" است.
به هر حال دومين مقاله ي آكادميك اين حقير جهت انتشار در يكي از مجله هاي معتبر جبر در آمريكا پذيرش گرفته است كه جزييات آن را در آينده اي نه چندان دور اعلام خواهم كرد.
هر چند خود "جبرجابجايي" شاخه ي مهمي از رياضي است اما اهميت آن به واسطه ي كاربرد داشتن در ديگر شاخه هاي رياضي مانند "هندسه ي جبري" و "نظريه ي جبري اعداد" نيز مي باشد.
يكي از شاخه هاي جديد جبرجابجايي كه بسيار مورد توجه قرار گرفته شده است "جبرجابجايي تركيبياتي" نام دارد.
علاقه مندان جهت دريافت اطلاعات بيشتر مي توانند به پايگاه اينترنتي زير مراجعه كنند:
"ديويد آيزنباد" كه خود از جبردانان معروف و بزرگ دنياست در اين نامه به تاثير آن استاد مشهور اشاره كرده و در ادامه تصريح كرده است كه "ايروينگ كاپلانسكي" با انتشار مقالات و كتابهاي بسيار و تربيت پنجاه و پنج دانشجوي دكترا و ִִִ از موثرترين جبردانان دنيا محسوب مي شود.
رياضيدانان برجسته ي ايراني نيز علم موسيقي ايراني را با كمك رياضي بنيان گذاشتند. اين بحث ها تقريباً فراموش شده بود. مرحوم تقي بينش، كه يادش گرامي باد، و ديگر عزيزان اهل پژوهش كتابهاي قديم (يعني نسخه هاي خطي) موسيقي را از قعر كتابخانه ها بيرون كشيده، و با اهتمامي بي نظير آنان را تصحيح كرده و در اختيار علاقه مندان قرار دادند. اساتيد موسيقي نيز از اين كتابها استقبال كرده و سعي كردند ارتباط موسيقي امروز و گذشته را كشف كنند.
گرچه امروز ديگر موسيقي فن چهارم رياضيات محسوب نمي شود، اما ارتباط موسيقي و رياضي نه تنها هنوز مورد بحث دانشمندان و هنرمندان است، بلكه مباحث آن عميق تر از گذشته شده است.
سيلوستر، رياضيدان نامي انگليس، در پانوشتي بر مقاله اش، "درباره ي قاعده نيوتن براي يافتن ريشه هاي موهومي"، چنين داد سخن مي دهد: "آيا نبايد موسيقي را رياضي احساس خواند، و رياضي را موسيقي عقل؟ روح هر دو يكي است! پس در احساس موسيقيدان، رياضي جلوه گر است و در تفكر رياضيدان موسيقي." (از كتاب آشنايي با تاريخ رياضيات، جلد دوم، هاورد و. ايوز، ترجمه ي محمدقاسم وحيدي اصل، مركز نشر دانشگاهي)
من به سجاد پورقناد قول داده بودم مقاله اي در مورد ارتباط موسيقي و رياضي بنويسم ولي ...






