![]() |
![]() |
|
| گاه بلاگ پيمان ناصح پور - نوازنده ي تنبك، قاوال و دف |
|
بدون شک ناصر فرهنگ فر از تنبک نوازان صاحب سبک و از بزرگان موسیقی ایران بود كه مانند پرویز مشکاتیان در انزوایی غم انگیز درگذشت. در مورد استاد مطالب زیادی نوشته شده و زندگینامه ایشان در خیلی وبسایت ها موجود است ولی به بهانه تولد ایشان كه ۴ آبان است، خواستم به پاس زحماتی كه ایشان برای تنبک کشیده اند یادی کنم.
استاد، نه تنها صاحب سبک بود و در ریتم های در ضرب ساده، ترکیبی و لنگ به ویژه ریتم های ۱۲ ضربی آثار جالبی ساخته است، بلکه انگشت گذاری های جدید به تنبک اضافه کرد كه به پلنگ مرکب و چکشی می توان اشاره کرد. همچنین استاد در همراهی با نوازندگان به قول خودشان "ضد ضرب" میزدند كه به زیبایی آن آثار اضافه شده است. در آثار استاد نکات ظریفی وجود دارد كه برای علاقمندان تنبک و ریتم مفید است. بر خلاف برخی كه از فرهنگ فر بت میسازند بیهوده تعریف نمی کنم ولی به مانند برخی كه در مطلبی گفته اند كه فرهنگ فر ضرب های ساده را نیز می انداخت، ایشان را تا این حد هم پایین نمی آورم. ---------- |
|
+ نوشته شده در
88/08/02ساعت 1:34 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
از طریق بلاگ دوست خوب و مهربانم شاهین مهاجری متوجه شدم که در بلاگ سعید مهرپویا شعری آمده از استاد و بعد مصاحبه ی اینجانب در مورد استاد فرهنگ فر با خبرنگار عزیز سما بابایی در بلاگ ایشان بازنشر شده است. از بذل توجه همه دوستان و علاقه مندان تنبک و موسیقی ایرانی کمال تشکر را دارم:
هر چند که بنیان هنر زلزله خیزه در ضرب مرا هست مقامی بتونیزه سر پنجه شیرست مرا در زدن ضرب هشدار که با من نکنی هیچ ستیزه این پوست که امروز کشم بر سر ان دست در ملک ختا بود غزالی قلمیزه گفتند که در ضرب تویی منحصر امروز گفتم بله این بسته به ذات است و غریزه میرفت به نام دگران ثبت شود ضرب صد شکر که دیگر شده فرهنگ فریزه سالروز درگذشت استاد ناصر فرهنگ فر: سعید مهرپویا، يك.معمار، علاقهمند به تاريخ، فرهنگ، عكاسی، موسيقی، سينما، زبان، سياست، فوتبال و البته اينترنت است. اينجا دنيای مجازی اوست و میكوشد تا در اين سكوی عمومی، از لحظهها، حسها و تجربههای متفاوت و گاه پيچيدهاش بگويد. روایتی برای تمبک: مجموعه نوشته هاي شاهين مهاجري ---------- نغمه هایی به رنگ وطن عطا نویدی ---------- در حال هماهنگی برای یک برنامه جهانی برای طبل نوازی برای صلح هستم به تاریخ ۸ آگوست که اخبار آن را به زودی اعلام خواهم کرد. فقط اشاره کنم که تا به امروز چندین طبل نواز مشهور اعلام همبستگی و حمایت کرده اند. |
|
+ نوشته شده در
88/05/02ساعت 19:5 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
پايگاه اينترنتي بهمن رجبي , تنبك نواز صاحب سبك و تاليفات درخور توجه , آنلاين شد:
نشاني پايگاه اينترنتي بهمن رجبي به قرار زير است: بهمن رجبي در سال 1318 در يکي از محله هاي فقير نشين رشت متولد شد. |
|
+ نوشته شده در
87/12/05ساعت 13:55 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
بهرام شاكرين جواب بهمن رجبي را به نامه اي كه چندي پيش به ايشان نوشته بود در بلاگش انتشار داده است:
پاسخ بهمن رجبی به مطلب مطرح شده در همين زمينه مي توانيد به بلاگ دوستان عزيزم در سياه مشق توجه فرماييد: ---------- ---------- ---------- توقف تنها جشنواره موسيقي جوانان
|
|
+ نوشته شده در
87/07/04ساعت 14:8 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
نامه ای به بهمن رجبی را خواندم. در همين بلاگ به صورت رسمي اعلام داشته ام كه بهمن رجبي تنبك نوازي است در خور توجه هر چند كه با ادبيات ايشان مخالف هستم. حقيقت امر اين است كه بهمن رجبي در قضاوت هايش درباره ي هنرمندان , علمي رفتار نكرده و مسايل شخصي را دخالت مي دهد. اين از ارزش هنري ايشان نمي كاهد ولي شاهد هستيم بسياري از شاگردان مكتبش به خاطر همين مسايل از ايشان گله مند , ناراحت و دلخور هستند. اين موضوع اصلا جالب نيست , زيرا نهايتا اين تنبك است كه ضربه مي بيند. در دنياييكه برخي سازهاي كوبه اي مانند طبلاي هندي , جمبه ي آفريقا و داربوكاي عربي مطرح هستند و تنبك ايران آنگونه كه شايسته است مطرح نمي باشد يكي از شرايط جهاني كردن تنبك اتحاد تنبك نوازان است كه با كمال تاسف بايد بگويم با اين شرايطي كه من از جامعه موسيقي سراغ دارم تجسم چنين امري محتمل نيست. به هر حال ـ به عنوان كسي كه در جهت ترويج موسيقي كوبه اي ايران و به ويژه تنبك در اينترنت آن قدر كه از دستم برآمده تلاش كرده ام ـ بايد بگويم كه اميدوارم روزي ما تنبك نوازان مفهوم "منافع مشترك" را درك كنيم و اين قدر بر همديگر نتازيم! ---------- نخستين بانک اطلاعات زنان موسيقي ايران روي اينترنت ميرود
|
|
+ نوشته شده در
87/06/18ساعت 23:39 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
اگر مي خواهيم تنبك را جهاني كنيم بايد هدفمان ترويج تنبك و هر تنبكنواز خوب باشد نه يك تنبكنواز مورد نظر!
اگر قرار بود كه فقط تنبكنواز خاصي را ترويج كنم بديهي است كه استاد خودم زنده ياد ناصر فرهنگ فر را ترويج ميكردم. اين مطلب كوتاه در جواب آن شخصي است كه فكر كرده بود چون من از ايشان دفاع كرده ام هدفم ترويج ايشان بوده است! به هر حال هدف ترويج موسيقي كوبه اي ايران بوده و اين را با نوشته هايم در اينترنت ثابت كرده ام. به اميد آن روزي كه موسيقي مان بيشتر از اين ترويج شود. ---------- درگذشت پدر/ کو دلی کز حکم حق صد پاره نیست (ابوالحسن مختاباد) ---------- بازنگار (بازنگار، سامانه خبری وبلاگهای فارسی زبان است. این سایت خصوصی است و هیچگونه وابستگی فکری یا مالی به هیچ یک از جریانهای سیاسی داخل و خارج ندارد.) |
|
+ نوشته شده در
86/10/03ساعت 3:53 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
"علي رباني" استاد معتبر تنبك مطربي درگذشت. وي از معدود هنرمندان بازمانده از موسيقي مطربي بود كه در انزوا درگذشت.
چندين سال پيش كه با "ساسان فاطمي" در مورد موسيقي مطربي صحبت مي كردم نام ايشان نيز به ميان آمد و زندگي نامه ي ايشان را در اختيار من گذاشت. من هم آنرا به انگليسي ترجمه كردم و در شبكه ي تمبك انتشار داده شد: يادش گرامي باد! |
|
+ نوشته شده در
86/03/09ساعت 14:29 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
در بلاگ تنبكستان ديدم كه شخصي به نام دنبك اعتراض كرده بود!
نخست آنكه "دنبك" از ضرب بهتر است همان طور كه در يكي از مقاله هايم توضيح داده ام. دوم آنكه "دنبك" صورت تحويل يافته ي واژه ي باستاني "دنبلك" است همان طور كه دكتر معين توضيح داده است. سوم آنكه "دمبك" و "دمبكي ها" مروج شادي و نشاط هستند يعني همان تنبك نوازان مطرب و دوره گرد و ... با موسيقي مطربي مخالفت كرديم كه الان در عروسي ها و مجالس شادي "ارگ" و موسيقي بلند و بي محتوا كه ديگر رنگ و بوي ايراني ندارد نواخته مي شود. اينجانب حمايت خود را از همه ي دمبكي هاي عزيز اعلام مي دارم هر چند نسل آن موسيقي دانان عزيز متاسفانه در حال انقراض است و جاي بسي خوشوقتي است كه دوست و استاد گرامي "ساسان فاطمي" درباره ي موسيقي مطربي پژوهش كرده اند كه اميدوارم نتايج آن منتشر شده و در اختيار همگان قرار گيرد. ---------- در ضمن چندين نامه و پيام دريافت كرده ام در مورد روز عشاق ايراني. من هم آن را به ولنتاين خارجي ترجيح مي دهم هر چند احترام به ديگر فرهنگ ها نيز واجب است. زيرا در صورتي مي توان از ديگران انتظار احترام داشت كه خودمان هم به آنها احترام بگذاريم. در كتب قديم آمده است در مجلس عشاق آواز اصفهان بنوازيد. -------- |
|
+ نوشته شده در
85/11/23ساعت 15:59 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
مطلبي بسيار جالب در بلاگ همايون نوشته شده است با عنوان تنبک قلب تپندهی موسيقی.
تذكر چند مطلب از واجبات است: ١) شنيده شده است كه اين عكس زيبا از تنبك خاتم + توسط "ژان دورينگ" تهيه شده است و سپس در اينترنت پخش شده است. ٢) چنانچه كسي تحت نام اينجانب در هر بلاگي نظر داد بدانيد از من نيست! به دليل اينكه برخي افراد تحت نام اينجانب مطالبي مي نويسند كه نهايتا قصد تخريب اينجانب را دارند و به همين دليل تصميم گرفته ام نظرات رسمي خود را در بلاگ خود بنويسم! ٣) نه تنها تنبك بلكه هر ساز كوبه اي مورد استفاده در موسيقي ايراني قلب تپنده ي موسيقي ايراني است. |
|
+ نوشته شده در
85/10/10ساعت 21:3 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
بهمن رجبي يكي از اساتيد معتبر تنبك و صاحب سبك (به قول خودش صاحب مكتب) است كه براي پيشبرد تنبك به مانند ديگر اساتيد تنبك زحمت كشيده است! هيچ كس نمي تواند و نبايد منكر ارزش بهمن رجبي در عرصه ي هنر تنبك نوازي شود.
او همچنين صاحب تاليفاتي در زمينه تنبك و ريتم است كه در خور توجه است. برخي فكر مي كنند كه من به دليل پاره اي مشكلات نام او را در مقاله هايم حذف كرده ام. در حاليكه چنين نيست. زندگي نامه ي ايشان را خودم به انگليسي ترجمه كردم كه آنرا مي توانيد اينجا ببينيد: در ضمن در مقاله هايي كه لازم ديدم از ايشان نام بردم كه آنها را مي توانيد اينجا ببينيد: Styles of Tonbak Playing in Classical Music of Persia در مقاله ي دوم به اصطلاح معروف رجبي يعني "اشاره بايد در ريتم حل شود" اشاره شده است كه اينجانب اين موضوع را به نگارنده ي آن مقاله گوشزد كرده ام. دوست محترم "هوشنگ ساماني" مطلبي به افتخار ايشان در بلاگش انتشار داده است كه به افتخار بهمن رجبي من نيز به آن پيوند مي دهم: در ضمن بايد اضافه كنم با فحاشي هاي بهمن رجبي مخالفم! معتقدم اين رفتار رجبي كمكي به بهبود وضعيت اجتماعي تنبك نوازان نكرده است و به همين دليل در آن مقاله معروف كه پیشتر در دوهفته نامه "فردای بهتر" در نیمه اول آبان ١٣٧٨ به چاپ رسیده و سپس در نشريه الكترونيكي گفتگوي هارمونيك نشر داده شده از بهمن رجبي نام نبردامִ اميد آنكه شاگردان آن استاد گرانقدر مطالب ارزشمند او را فراگيرندִ مقاله ي معروف وضعیت اجتماعی تنبک نوازان ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/09/03ساعت 18:2 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
چرا وقتي لطفي نظرش را در مورد كمانچه مطرح مي كند همگي (و برخي با عصبانيت) جوابش را كف دستش مي گذاريد اما وقتي تنبك نوازان مي گويند "ما فقط حقمان را مي خواهيم" سكوت معني داري همگي تان را تسخير مي كند!
به چه دليل وقتي مي گويم چرا تنبك را به صورت تخصصي در دانشگاه درس نمي دهيد مي گوييد به خانه موسيقي نامه بنويس بررسي مي كنيم! ولي پشت سر مي شنوم كه بعضي گفته اند: "آقا جان كجا تنبك به تار مي رسد!" شما كه يك هنرمند ايراني هستي و با من اين چنين برخورد مي كني من از يك خارجي چه انتظاري داشته باشم كه به تنبك ارج نهد! چرا شما به عنوان هيات مديره كانون نوازندگان سنتي كه ما تنبك نوازان هم قسمتي از آن كانون هستيم فقط در مورد "رديف" جلسه برگزار مي كنيد؟ چرا از تنبك نوازان برجسته ي مملكت دعوت نمي كنيد تا در مورد تنبك و ريتم بحث كنند؟ يعني ما آدم نيستيم؟ بگذار راحت تر و شفاف تر بگويم! وقتي شما كه تارنوازش باشي و اين چنين رفتار كني من از "دفتر موسيقي" چه انتظاري داشته باشم كه موقعيت موسيقيدانان را درك كند! ********** |
|
+ نوشته شده در
85/06/13ساعت 1:16 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
"بررسی جامعهشناسانه و طنز آمیز حکومت ِ رابطه بر ضابطه در نظام موسیقی ایران"
تنبک نواز و سخنور:
بهمن رجبی
زمان: ساعت 18 دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت هشتادو پنج
مکان: تهران٬ بلوار وفادار شرقی، بلوار شهید عباسپور، دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور)، مجموعه فرهنگی شهید رنجبران
|
|
+ نوشته شده در
85/02/10ساعت 23:4 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
كتاب تمبك تهراني با تمام اشكالاتي كه دارد، اولين كتاب رسمي براي آموزش تنبك است. درست است كه همه ي كارهاي نوشتاري آن توسط ديگران نوشته شده است ولي اصل مطلب متعلق به حسين تهراني، پدر تنبك نوازي نوين ايران است.
يادم هست حتي قبل از آنكه به كلاس استادم (ناصر فرهنگ فر) بروم تا تنبك بياموزم، نام حسين تهراني را شنيده و كتابش را ديده بودم. به هر حال فراگيري تنبك نزد ناصر فرهنگ فر با "تمرين انگشت هاي دو دست روي چوب" و بعد "اتود هاي كتاب تهراني" آغاز شد. هر بار كه به كارهاي او گوش مي كنم و آنرا با تنبك نوازان قديمي تر از او مقايسه مي كنم از خود مي پرسم، يعني اين ريتم ها، تكنيك ها و اين صداهاي رنگارنگ را خودش به تنهايي خلق كرده است؟ فرهنگ فر هم هميشه از تهراني به عنوان "تنبك نوازي قدر كه تحول تنبك را آغاز كرد" ياد مي كرد، هر چند كه خودش صاحب سبكي متفاوت از ديگر سبك ها بود. مي توان گفت كه اگر او تحول تنبك را آغاز نكرده بود، شايد تنبك به اين درجه از پيشرفت نمي رسيد. پس گفتن اينكه "حسين تهراني پدر تنبك نوازي نوين ايران است" سخن گزافي نيست. يادش گرامي باد! ---------- سجاد پور قناد مطلبي درباره ي زنده ياد تهراني نوشته است: |
|
+ نوشته شده در
84/11/19ساعت 12:59 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
وقتي در دبيرستان بودم، همسايه اي داشتيم كه اهل ورزش باستاني ايران (زورخانه) بود. براي اينكه با تنبك زورخانه و ريتم هاي ورزشي آن آشنا شوم، به همراه او به زورخانه مي رفتم. پيرمردي آنجا بود كه رهبري ورزشكاران را به عهده داشت. نامش را به خاطر نمي آورم. آنچه به ياد دارم آن است كه صداي گرمي داشت و تنبك خوبي مي زد. او مرشد آن زورخانه بود و چند جوان هم زير دستش مشغول فراگيري آواها و ريتم ها ي زورخانه. محبت آن پيرمرد فراموشم نمي شود.
سالها گذشت تا روزي به محل اقامت موقت يكي از شاگردان آواز پدر در كرج دعوت شديم. پيرمردي آنجا بود از شاگردان قديم حسين تهراني. نامش هوشنگ مهرورزان كه مي گفت بسياري از تنبك نوازان آن دوره پيش ايشان نيز تلمذ كرده بودند از جمله امير ناصر افتتاح و محمد اسماعيلي. زنده ياد مهرورزان كه مدت ها به همراه خانواده اش به كانادا مهاجرت كرده بود چند سال آخر عمرش را به تهران برگشته بود و دست روزگار ما را در منزل يكي از آشنايان در كرج آشنا كرد. به هر حال ساعت ها با آن مرحوم درباره ي تنبك صحبت كرديم از جمله تنبك زورخانه. گويا مرشد مشهور زورخانه فرامرز نجفي تهراني كه نويسنده ي كتاب ريتم هاي ورزشي است، ويدئو ي آموزشي-پژوهشي خود را در اختيار هوشنگ مهرورزان قرار داده بود. قسمت هايي از آن را باهم ديديم. به تازگي يكي از شاگردان اينجانب كتابي به من قرض داده به نام "تاريخ ورزش باستاني ايران (زورخانه)" به قلم پژوهشگر محترم، "حسين پرتو بيضايي كاشاني". در اين كتاب تا آنجاييكه امكان داشته از مرشدهاي زمان خود نام برده و اطلاعاتي از آنان داده است كه در حد خود بي نظير است. به نظرم هر تنبك نوازي برايش مفيد خواهد بود كه با زورخانه، ريتم هاي ورزشي، تنبك زورخانه و مرشدهاي آن در حد امكان آشنايي داشته باشد. اين كتاب نخست به سال 1347 انتشار يافته است و تجديد انتشار آن به همت انتشارات زوار در سال 1382. علاقه مندان را به مطالعه ي اين كتاب ارزشمند توصيه مي كنم. ********** به روز رساني نخست: شهرام مي گويد: سلام، و جواب: اميدوارم بتوانيد اطلاعات آن مرحوم را در اختيار عموم قرار دهيد. |
|
+ نوشته شده در
84/10/29ساعت 5:6 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
شاهين مهاجري در سيستم كورت زاكس و هورن بوستل بر اساس تقسيم در سطح صفر كه فقط نوع جسم مرتعش را در بر ميگيرد رده طبلها، زهي ها، بادي ها و خودآواها مشاهده مي شوند. رده طبلها در سطح اول بر اساس نحوه نواختن ( ضربه اي – زخمه اي – مالشي و دميدني) تقسيم مي شوند. در مرحله دوم بر اساس نواخت مستقيم ( با دست ) يا غير مستقيم تقسيم مي شوند . در مرحله سوم بر اساس شكل هندسي تقسيم مي شوند (لوله اي( استوانه اي – بشكه اي - ..... )– قابي – كتري مانند و ....يك پوسته يا دوپوسته و ..... ). بعداً مفصلاً راجع به سيستم كورت زاكس صحبت مي كنم. تنبك در اين سيستم جايگاه ويژه اي دارد: ۱- سازي چندگانه است (در سطح صفر در رده پوستي – خود آوا و شبه – بادي قرار مي گيرد) 2- سازي چندگانه است ( در سطح اول و بواسطه تكنيكهاي متفاوت ( ضربه اي – مالشي ) در زير رده هاي مختلف قرار مي گيرد) 3- سازي است كه داراي زير گونه هاي مختلف است : كوكي و غير كوكي (توجه شود كه تمبك و زير بغلي افغاني دو گونه متفاوتند از جنس سازهاي پوستي ساغري شكل كه جزء طبلهاي لوله ايند – اين بخشي از طرح من براي طبقه بندي سازهاي پوستي است و در سيستم كورت زاكس وجود ندارد) 4- بدنه تنبك به عنوان ساز خودآوا بر اساس سيستم كورت زاكس در زير رده هاي مختلف سازهاي خود آوا قرار مي گيرد ( بدليل تنوع تكنيكهاي اجرايي مانند ضربه و خراش) بر همين اساس است كه مي بينيم تنبك حتي از نظر رده بندي بسيار پيچيده عمل مي كند. همينطور هم دف كه ساز پوستي قابي شكل تك پوسته با نواخت مستقيم و غير مستقيم بوده ، در حاليكه سازي خودآوا نيز مي باشد. بنا به دلايل بالا و با توجه به ساختار ارگانولوژيك ، در ساز هايي مانند دف و تمبك، پيچيدگي در شيوه نوشتار مشاهده مي شود كه اين امر باعث چند بخشي شدن حامل نت نويسي مي گردد. |
|
+ نوشته شده در
84/10/26ساعت 21:37 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
وضعیت اجتماعی تنبک نوازان مقاله اي است كه سالها قبل در دوهفته نامه ي "فرداي بهتر" به همين صورت انتشار يافت و مورد استقبال بسياري قرار گرفت. طي صحبتي كه با دوست عزيزم سجاد داشتم، تصميم گرفتيم تا عين مطلب درج شود. اميد آنكه براي تبيين پاره اي از مشكلات تنبك نوازان مفيد باشد.
********** اگر به نظرها نگاهي بياندازيد متوجه مي شويد كه برخي به جاي اندريافت جان كلام، انتقاد مي كنند كه چرا از ديگر تنبك نوازان نام نبرده اي! بعداً در اين مورد صحبت خواهم كرد. دوستان اصل مطلب را رها كرده و به حاشيه پرداخته اند! |
|
+ نوشته شده در
84/10/18ساعت 23:59 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
نكته ي اول: فكر نمي كنم خيلي جالب باشد كه بحث درباره ي "استاندارد كردن نغمه نگاري" تبديل به بحث درباره ي اين يا آن استاد شود. هدف اصلي يافتن راه حلي براي اين معضل است و بحثم نظر به شخص ندارد. هنوز صحبتي درباره ي اينكه كدام استاد روش بهتري براي نغمه نگاري ارايه كرده است نداشته ام. اين را مي گذارم براي مطالب بعدي يا انتشار مقاله اي مفصل درباره ي اين موضوع در جايي ديگر.
نكته ي دوم: بسياري از افراد به نگارنده مراجعه كرده اند كه چرا درباره ي فلان تنبك نواز چيزي نمي نويسيد و جالب است كه فقط طرفداران يك فرد مشخص هستند كه مصرانه از او چنين درخواستي دارند. گرچه مطالبم كاملاً كلي است، اما به دليل آنكه شاگرد مستقيم ناصر فرهنگ فر بوده ام، درباره ي ايشان بيشتر خواهم نوشت. مجدداً تكرار مي كنم شما هم مي توانيد بلاگي دست و پا كنيد و درباره ي شخص مورد نظرتان بيشتر بنويسيد. و حال برويم به سر اصل مطلب: اگر استادي بيايد و به شاگردانش بگويد كه فلاني عددي نيست و رقمي نيست، فكر مي كنم كار جالبي نكرده است. بهترين روش دادن بينش به شاگردان است تا آنها خود تشخيص دهند چه كسي عدد و رقم است و چه كسي نيست! اگر من به شاگردم بگويم كه مثلاً تكنيك هاي فرهنگ فر عبارتند از "تم، بك، پلنگ انگشت حلقه و تكريز هاي دو دست" آنها را گمراه كرده ام! چون اولاً نگفته ام كه فرهنگ فر تكنيك هاي ديگري هم مانند "پلنگ مركب" و "چكشي" داشته است و ثانياً فرهنگ فر را فقط مجموع چند تا تكنيك معرفي كرده ام! فرهنگ فر ريتم هاي گوناگوني ساخته است كه خوشبختانه در دسترس هستند و قابل استفاده. عقيده ي شخصي من اين است كه هر استادي مطالب و تجربياتي دارد كه مي تواند براي همه مفيد باشد. پس خودتان را در مطالب استادتان محصور نكنيد! اگر فكر كنيم كه تنبك كاملترين ساز كوبه اي جهان است و اين فكر را به ديگران منتقل كنيم، باز هم فكر مي كنم كار چندان جالبي نكرده ايم. به جاي اين كار، بايد همه را تشويق كنيم تا آنجايي كه در توانشان هست درباره ي سازهاي گوناگون پژوهش كنند. اين امر باعث مي شود هم شاگردان با فرهنگ هاي ريتميك گوناگوني آشنا شوند و هم خود ببينند كه آيا تنبك كاملترين ساز كوبه اي جهان است يا نه! جاي بسي خوشحالي است كه تنبك در چند دهه اخير از نظر پيچيدگي نحوه ي انگشت گذاري پيشرفت شاياني كرده است. ولي از بعضي منظر ها در مقوله ي ريتم در ايران پيشرفت شاياني نداشته ايم. اين موضوع نياز به بحث بسيار مفصلي دارد كه جايش اينجا نيست. اين را در جايي ديگر در حد وسع خود خواهم پرورد. بياييد بزرگتر فكر كنيم. يك تنبك نواز باهوش نبايد خودش را در مطالب چند استاد تنبك (با حفظ احترام به آنان) محصور كند. به جاي آنكه فقط خودمان را محدود به بحث درباره ي اين يا آن استاد كنيم، به سازهاي ديگر، به ريتم هاي موجود در ديگر نقاط دنيا و سبك هاي گوناگون موسيقي بپردازيم. باشد كه شاهد پيشرفت هاي بيشتر فرهنگ موسيقايي مان باشيم. |
|
+ نوشته شده در
84/10/18ساعت 11:28 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
داستان از اين قرار است كه يكي از دوستان علاقه مند به موسيقي كلاسيك ايراني (همان موسيقي هنري يا به قول معروف موسيقي سنتي يا به عبارتي ديگر همان موسيقي اصيل ايراني) به نام "رضا زارعي" كه در دانشگاه سيستان و بلوچستان، واقع در مركز اين استان يعني زاهدان، مشغول تحصيل بود، به عنوان فعاليت هاي فوق برنامه ي دانشگاهي، برنامه هايي را به كمك ديگر دوستانش در دانشگاه ترتيب مي داد تا دانشجويان آنجا از اين برنامه ها استفاده كرده و اطلاعات آنها در مورد موسيقي كلاسيك ايراني افزون گردد.
تلفني كه با هم صحبت كرديم گفت كه جالب مي شود كه من يك سفر به زاهدان روم و هم تكنوازي تنبك را به بچه هاي دانشگاه ارايه دهم و هم صحبتي درباره ي موسيقي داشته باشم. به دليل نزديكي موسيقي هند به موسيقي سيستان و بلوچستان، فكر كردم كه درباره ي موسيقي هند صحبت كنم براي دانشجو ها جالب است. به هرحال اين حركت فرهنگي مورد استقبال دانشجويان قرار گرفت و رضا، من و ديگر دوستان خوشحال از ترتيب دادن چنين حركتي. رضا، كه هنوز هم ما باهم در تماسيم، از فعالان موسيقي است و براي جذب مردم به موسيقي اصيل تلاش مي كند و برخي اوقات هم مقاله هاي انتقادي مي نويسد. وجود چنين دوستاني (به ويژه در ديگر شهرها) غنيمت است و تلاششان قابل قدرداني. رضا بلاگ جديدي راه انداخته است: |
|
+ نوشته شده در
84/10/07ساعت 6:18 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
يكي از خوانندگان بلاگ مطلب زير را نوشته اند:
سلام ! ---------- و جواب اينجانب: سلام! از قدرداني شما سپاسگزارم. اولاً انديشيدن به استادان قديمي مانند تهراني، افتتاح و حتي قديمي تر ها مانند عبدالله دوامي (به عنوان تنبك نواز) و شناساندن آنها به ديگران به ويژه نسل جوان منافاتي با انجام ديگر فعاليت ها مانند ساختن كارهاي تلفيقي ندارد. البته در مورد فوايد كارهاي تلفيقي بعداً بيشتر مي نويسم. ثانياً تا آنجايي كه مي دانم پژوهش محمد فاضلي در نوع خود بي نظير است و براي اولين بار انجام شده است. پس ما نمي دانيم در گذشته (مثلاً دوره ي تهراني) آيا مثلاً نسبت شاگردان تنبك به شاگردان موسيقي سنتي بيشتر از 2.6 درصد بوده يا كمتر كه بگوييم ارج و ارزش تنبك (دست كم از اين منظر) پررنگ تر شده است يا كمرنگ تر. اعتقاد من اين است كه گرچه خود تنبك پيشرفت كرده است ولي وضعيت اجتماعي تنبك نوازان تغيير چنداني نكرده است. پس بايد به اين موضوع فكر كنيم و ببينيم چگونه مي توانيم اين معضل را حل كنيم. فراگيري انگليسي باعث مي شود كه شما بتوانيد آثار بسياري را كه به اين زبان نوشته شده مطالعه كنيد. پس فراگيري اين زبان و ديگر زبان ها مهم هستند. زبان انگليسي دست كم براي من كه خيلي مفيد بوده است. چرا تنبك را جهاني كنيم؟ جهاني شدن تنبك فوايدي دارد: ۱) نوازندگان تنبك مي توانند در خارج از ايران كنسرت بدهند، كارگاه هاي آموزشي برگزار كنند، در نشست هاي بين المللي موسيقي شركت كنند و ... اينها همه وضعيت مالي و معنوي تنبك نوازان را بهتر مي كند. ۲) وقتي تنبك به جهان شناسانده شود، عده اي براي فراگيري تنبك به ايران مي آيند. اين يعني به تعداد گردشگران فرهنگي ما افزوده مي شود. گردشگر فرهنگي هم از نظر مالي و هم از نظر معنوي براي كشورمان مفيد است. آمدن گردشگران به ايران باعث اشتغال مي شود و ... كارهاي تلفيقي هم در راستاي همين هدف است. در كار تلفيقي مثلاً گيتار و تنبك، هم ايراني ها و هم خارجي هايي كه به گيتار علاقه دارند، به تنبك هم گوش مي كنند و به آن هم علاقه مند مي شوند و تنبك مي خرند. خارجي ها براي يادگيري آن به ايران سفر مي كنند و دوباره همان مطالبي كه در بالا گفتم. ديگران در اينجا گيتار مي فروشند. ما هم مي خواهيم در آنجا تنبك بفروشيم. در آخر، از دوست گرامي "الف.الف." سپاسگزاري مي كنم. من هم به مانند شما يك انسانم. با زدن اين بلاگ هم دارم ياد مي گيرم و هم دارم ياد مي دهم. از نظرات سازنده، از پرسش هاي خوبي كه باعث تفكرمان شود، استقبال مي كنم. اميدوارم اين بلاگ بتواند در امر گسترش دانش تنبك نوازي مفيد باشد. |
|
+ نوشته شده در
84/10/05ساعت 7:53 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
چكيده: تنبك از نظر نوازندگي (انگشت گذاري)، رنگهاي صوتي و ساختمان فيزيكي اش (در عين ظاهري ساده)، يكي از پيشرفته ترين و پيچيده ترين سازهاي كوبه اي پوستي دنيا محسوب مي شود، به ويژه كه در دهه هاي اخير با همت تنبك نوازان پيشرفت شاياني كرده است و در اين ميان بايد به حسين تهراني، پدر تنبك نوازي نوين ايران اشاره كرد، زيرا آغاز حركت با او بوده است. در اين مقاله هدف بررسي نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ است.
مقدمه: تنبك از نظر سازشناسي جزو "طبل هاي جام گونه" است و جالب است اشاره كنيم كه بنا بر پژوهش هاي اخير نگارنده، برخي از طبل هاي جام گونه، هم از نظر ساختمان فيزيكي و هم از نظر لغوي شباهت به تنبك ايران دارند. در اين مقاله نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ بررسي شده و حتي به رد پاي تنبك ايراني در ديگر ممالك تا حد اطلاع نگارنده اشاره مي شود. همچنين در اين مقاله از پژوهش هاي ديگران استفاده شده و تا آنجايي كه امكان پذير بوده است، مراجع را ذكركرده ايم تا حقي از كسي پايمال نگردد. ادامه ي مقاله را اينجا بخوانيد: بحثي درباره ي نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ -- پيمان ناصح پور |
|
+ نوشته شده در
84/09/30ساعت 11:28 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
اين كه چگونه مي توان تنبك را جهاني كرد، چيزي نيست كه به همين سادگي بتوان آنرا توضيح داد. ولي بيابيم ببينيم مثلاً هندي ها چه كردند كه اين همه موسيقي شان در دنيا طرفدار دارد.
1) هندي ها به زبان بين المللي انگليسي تسلط دارند. نه تنها كتابها و مقاله هاي متعددي به زبان انگليسي نوشته اند كه بر تعداد مخاطبين شان مي افزايد، بلكه پيش، هنگام و پس از برنامه هايشان با مردم به زبان انگليسي صحبت مي كنند. 2) هندي ها به طرز عجيبي به ترويج فرهنگ شان در دنيا اعتقاد دارند و براي چنين كاري خيلي زياد تلاش مي كنند و چون انگليسي بلدند، راه ترويج برايشان هموارتر است. 3) توليدات فرهنگي شان بسيار بالاست و آنها را در تمام دنيا مي فروشند. 4) كارهاي تلفيقي زيادي انجام داده اند (مانند همنوازي گيتار و طبلا) كه به نوعي در ترويج موسيقي شان كارساز بوده است. تنبك، گرچه پيشرفت شاياني كرده است ولي در دنيا به اندازه ي طبلاي هندي، تمپو ي عربي و جمبه ي آفريقايي شناخته شده نيست. تنبك حتي به نوعي در ايران هم مهجور است! پس چه بايد كرد؟ لطفاً نظر دهيد. از نظرات سازنده پيشاپيش سپاسگزاري و قدرداني مي كنم. ---------- به روز رساني نخست: دوست گرامي، آرش شريفي، به نكات مهمي اشاره مي كند كه خلاصه مطالب ايشان در اينجا ذكر مي گردد: با وجود حضور مداوم تنبک در موسیقی ایران و عليرغم نقش کلیدی که در تنظیم ضرباهنگ قطعات موسیقی و هماهنگی سازها با هم بازی میکند ولی هیچگاه به عنوان یک ساز مستقل که دارای قابلیت های فراوان است به جامعه معرفی نشده است. تنبک در موسیقی ما وضعیت تهیه کننده در ساخت فیلمهای سینمایی را پیدا کرده که بعد از اکران فیلم، مردم اول فیلم را بر اساس هنرپیشه های آن میشناسند و چند نفری هم اسم کارگردان فیلم را به خاطر مي آورند. در نقطه مقابل ساز به نسبت مهجوری مثل دف در طی ده-پانزده سال به جدی گسترش پیدا مي كند که باور کردنی نیست. به نظر حقیر یکی از دلایل این گسترش سریع در رابطه با دف مستقل عمل کردن این ساز در گروه نوازی است. من احساس میکنم که این فرصت در گروه نوازی به تنبک داده نشده است. اتفاق دومی که در رابطه با دف رخ داد و به گسترش سریع این ساز در داخل و خارج کشور کمک کرد اجرای برنامه های گروه نوازی دف بود که متاسفانه در مورد تنبک اتفاق نیافتاد. کمبود کارهای تلفیقی تنبک با سازهای غیر ایرانی یکی دیگر از کاستی هایی است که به نظرم میرسد. طبلا حتی در موسیقی دستگاهی ما هم وارد شده است در صورتیکه با وجود تنبک نوازان خوب در ایران کمتر تلاش کردیم که این ساز را با سازهای غیر ایرانی همنوا کنیم. شاید یکی از دلایلش همان طوری که خودت هم اشاره کردی عدم آشنایی نوازنده ها به زبان انگلیسی است. راستی آیا تا به حال کتابهای نت تنبک به زبان انگلیسی نوشته شده و یا حداقل بخشی از توضیحات دروس به انگلیسی برگردانده شده است؟ تنها چیزهایی را که من دیدم مطالب اینترنتی خودت بوده. خب وقتی خارجی ها امکان خواندن این مطالب براشون فراهم نباشد, گسترش فرامرزی این ساز هم به کندی صورت مي گيرد. شاید قدم اول آموزش زبان انگلیسی به نوازندگان تنبک (و یا همه سازها) باشد. با عرض ارادت مجدد، آرش و در جواب دوست گرامي مطالب زير اضافه مي گردد: 1) براي آنكه بتوانيم تنبك را به عنوان يك ساز مستقل نشان دهيم مي توانيم تكنوازي تنبك به راه اندازيم. صداي بلند دف در گروه هاي موسيقي، صداي تنبك را خفه مي كند. به هر حال از اينكه دف در ميان مردم گسترش يافته خوشحالم! 2) گروه نوازي تنبك از استاد تهراني شروع شد. هنوز هم كم و بيش چنين برنامه هايي برگزار مي شوند. 3) كارهاي تلفيقي مي تواند به ترويج تنبك كمك كند. 4) در جهان امروز اهميت فراگيري زبان انگليسي (و ديگر زبان ها) و نحوه ي كار كردن با رايانه و جدي گرفتن اينترنت امري بديهي است. ---------- حسين ديگر خواننده ي بلاگ مي گويد كه برگزاري جشنواره ي تخصصي ساز هاي كوبه اي خيلي مفيد است. ---------- ارسلان مي گويد كه تنبك بايد در دانشگاه هاي خارج از كشور توسط اساتيد ايراني تدريس شود و تكنوازي تنبك ارايه گردد. ---------- به روز رساني دوم: يكي از عضوهاي ايران زمين موزيك، مطالبي گفته است كه جالب بود. در صورتي كه اجازه داده شود، آنرا نشر خواهيم داد. |
|
+ نوشته شده در
84/09/28ساعت 22:41 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
ديروز كه به سخنراني پژوهشي بسيار جالب محمد فاضلي درباره ي "جامعه شناسي مصرف موسيقي" رفته بودم، نكاتي در مورد نسبت شاگردان تنبك به بقيه سازها گفت كه فكر مي كنم اين احساس مرا كه "وضعيت اجتماعي تنبك نوازان تغيير چنداني نكرده است" را تاييد مي كرد. بنا بر پژوهش اين پژوهشگر عزيز كه از 800 خانوار 22 منطقه تهران نظرسنجي كرده بود، فقط 2.6 درصد كساني كه كلاس موسيقي كلاسيك ايراني مي روند، شاگرد تنبك هستند و از نظر محبوبيت پايين تر از همه سازهاست. (البته به جز سازهاي بسيار مهجور مانند قانون، بربت و ...).
اگر فرض كنيم كه آمار و ارقام منتج از پژوهش محمد فاضلي به واقعيت جامعه نزديك است (يعني جامعه آماري ايشان مصداق مشت نمونه خروار است!) در آن صورت پرسش هاي زير مطرح مي شود: 1) چرا با آنكه تنبك در چند دهه اخير پيشرفت شاياني كرده است، وضعيت اجتماعي تنبك نوازان تغيير چنداني نكرده است؟ 2) چرا با توجه به آنكه تعداد متوسط شاگردان يك تنبك نواز از بقيه كمتر است و همچنين دستمزد تنبك نوازان نيز معمولاً از بقيه نوازندگان كمتر است، ضرورت توجه بيشتر به اين بخش از جامعه ي موسيقي از طرف اهالي موسيقي مد نظر قرار نمي گيرد؟ پيوند هاي مرتبط: |
|
+ نوشته شده در
84/09/24ساعت 9:29 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
وقتي كه بچه بودم و براي آموزش تنبك (ضرب) به منزل استاد فرهنگ فر مي رفتم، داريوش زرگري هم مي آمد. منتها من داشتم كتاب آموزش تمبك تهراني (پدر تنبك نوازي نوين ايران) را مي زدم و ايشان ريتم هاي خود استاد را (همان 12 تايي ها و ...). استاد فرهنگ فر به مبتدي ها تمريني مي داد كه روي چوب انجام دهند. اين تمرين كمك مي كرد تا شاگرد ريزپر (همان ريز نه انگشتي) را راحت تر ياد بگيرد. بعد كتاب تهراني و بعد ريتم هاي خودش با همان سبك مخصوصش.
زرگري، هم تنبك نواز خوبي بود و هم انسان خوش طينت و محترمي. آثار خوبي هم از خود به جا گذاشت (مثل تكنوازي تنبكش در كاست "ساز تنها"). تازه داشت كارهاي تلفيقي مي كرد كه مي توانست براي معرفي تنبك به غير ايراني ها مفيد باشد كه اول خبر ضربه ي مغزي ناشي از زمين خوردگي ايشان در نروژ در روزنامه ايران درج شد و بعد خبر رفتنش از اين ديار فاني. يادش گرامي باد! پ.ن.: مدت ها قبل در جايي خواندم كه يكي از شاگردانش در تلاش است تا سالني را در همدان به نام زرگري كنند. حركت مثبتي است و اميدوارم تلاشهاي شاگرد زرگري به سرانجامي برسد. |
|
+ نوشته شده در
84/09/21ساعت 11:16 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
رضا كلانتري، مدير پايگاه اينترنتي "موسيقي هنري ايران" از من خواست تا مطلبي درباره ي خلوت گزيده ي تاريخ موسيقي ايران، يعني زنده ياد، ناصر فرهنگ فر مطلبي بنويسم. من هم متن كوتاهي نوشتم و در پايگاه اينترنتي "موسيقي هنري ايران" ثبت شد.
برخي از استادان موسيقي دارند هشدار مي دهند كه موسيقي سنتي ايراني در حال فراموشي است. اگر چنين است، پس هنگام كار است! ديگر خلوت گزيدن جايز نيست! كنسرت شجريان ها، عليزاده و كلهر با تمامي حواشي اش مفيد بوده است. با تشويق ديگر اساتيد، مي توان موسيقي سنتي را زنده كرد. موسيقيدانان جوان را نيز بايد كمك كرد. اين هفته هفته ي پژوهش است. موسيقي سنتي نياز به پژوهش دارد. پژوهشگران نيز بايد حمايت شوند. دست كم در بلاگها مي توان مطالبي مفيد نوشت و جوانان را علاقه مند كرد. به جاي انتقاد هاي تخريبي بايد كار كرد. باز هم تكرار مي كنم: هنگام كار است! ديگر خلوت گزيدن جايز نيست! پ.ن.: يادي از استاد ناصر فرهنگ فر (نوازنده ي تنبك) استاد فرهنگ فر -كه به درستي يكي ازاستادان قدر تنبك (ضرب) بود و در سالهاي پاياني زندگي تقريبأ كوتاهش كمتر كسي قدرش را دانست - به سال ١٣٢٦ ديده به جهان گشود. او به قدري تنها شده بود كه روزي ازغم تنهايي چنين سرود: به سردروازه ى هستي نوشتيم غم بي هم زباني كشت ما را علت آنكه يكي از نوارهايي كه به مناسبت گراميداشت ايشان درآمد و "خلوت گزيده" نام گرفت اين بود كه به گفته ى خود استاد ايشان از "جلوت رميده" و "خلوت گزيده" بودند. اين تنهايي و چند دليل ديگرايشان را آن چنان افسرده كرد تا سرآخردرسن ٥٠ سالگي به تاريخ ٢٣ مرداد ١٣٧٦ خورشيدي ديده ازجهان فرو بست. اگر بگويم كه ايشان پس از پدرتنبك نوازي نوين ايران يعني زنده ياد استاد حسين تهراني محبوب ترين سبك تنبك نوازي ايران را به وجود آورد سخني به گزاف نگفته ام. او كه خود شاگردي استادان بزرگي همچون حسين تهراني وعبدالله دوامي ونورعلي برومند را كرده بود آنچنان استاد تنبك شد كه جامعه ى هنري ايران او را صاحب سبك دانست و بعدها سبكش "سبك فرهنگ فر" نام گرفت. پدرش تارنوازو عمويش تنبك نواز بودִ دراوايل نه سالگي آغاز به آموختن تنبك كرد. درنوجواني به زورخانه مي رفت و همين امر روي نحوه ى نواختنش تاثير بسيار نمود. او رسماً از سال ١٣٥١ فعاليت هنري اش را آغاز كرد و آنرا تا ١٣٦٣ ادامه داد. در فاصله ي همين ١٢ سال بود كه سبكش را ترويج داد و دوستداران زيادي پيدا كرد. اما همان گونه كه اشاره شد كم كم خانه نشين شد و كمي بعد نيز حتي تدريس تنبك را كنار گذاشت. در اواخر زندگي اش كه به ديدنش ميرفتم و باهم صحبت ميكرديم از فاني بودن دنيا سخن مي گفت. يك روز به ايشان عرض كردم كه استاد شما خيلي جوان هستيد و زود است كه اين چنين نا اميدانه صحبت بفرما ييد كه در جواب فرمودند: "من كارم را كرده ام! حالا نوبت شما جوانان است!" و بعد اين شعررا ازحا فظ برايم خواند: خلوت گزيده را به تما شا چه حاجت است... شايد هم راست مي گفت! سه روز پيش از مرگش ساعت ٢ بعد از نيمه شب به ما زنگ زد و با پدرم كه به هرحال از دوستان قديمي اش بود درد دل كرد و چند بيت از شعرها يش را براى پدرم خواندִ گويي وصيت مي كرد! يادش گرامي باد! شاگرد كوچكش پيمان ناصح پور |
|
+ نوشته شده در
84/09/19ساعت 15:36 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پيمان ناصح پور، فرزند نصرالله ناصح پور (استاد رديف هاي آوازي)، به سال ١٣٥٣ در تهران به دنيا آمد. در خانواده اش با موسيقي اصيل آذري و ايراني آشنا شد و پس از به پايان رساندن دوره ي موسيقي كودكان كارل ارف زير نظر محمد رضا درويشي (پژوهشگر موسيقي نواحي ايران) آغاز به يادگيري تنبك به استادي زنده ياد ناصر فرهنگ فر (استاد صاحب سبك تنبك) پرداخت.
پس از ورود به دانشگاه شهيد بهشتي در رشته ي رياضي محض، به يادگيري قاوال (دايره ي آذري) زير نظر لطيف طهماسبي زاده (استاد صاحب سبك دايره) و دف در خانقاه خليفه ميرزا آقا غوثي (استاد دف خانقاهي) مبادرت ورزيد. در اين مدت به اهميت موسيقي اصيل هند نيز پي برد و به پژوهش درباره ي طبلا و ريتم هاي هندي پرداخت. او در دومين المپياد دانشجويي كشور در رشته ي رياضي ميان ٢٨٣٦ نفر موفق به كسب رتبه ي دوازدهم شد و براي ادامه ي تحصيل به دانشگاه تهران رفت و به سال ١٣٧٨ درجه ي كارشناسي ارشد رياضيات را دريافت كرد. يك دوره با گروه همنوازان شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي (استاد تار، سه تار، كمانچه و رديف هاي سازي) و ديگر هنرمندان نامي همچون هابيل علي اف (استاد كمانچه آذري)، پيتر گيگر (استاد موسيقي جاز)، مسعود شعاري (نوازنده ي نامي سه تار)، حسن ناهيد (استاد نامي ني)، مجيد درخشاني (نوازنده ي نامي تار) و ... همكاري كرده، مقالات متعددي به زبان فارسي و انگليسي نوشته و در چند جشنواره ي بين المللي شركت كرده است. |
| آرشیو موضوعی |
|
نصرالله ناصح پور متفرقه تنبك قاوال دف موسيقي كوبه اي موسيقي به صورت عام ریاضی |
|
RSS
|