![]() |
![]() |
|
| گاه بلاگ پيمان ناصح پور - نوازنده ي تنبك، قاوال و دف |
|
چند وقت پيش نامه اي نوشتم به استاد ظريف با اين عنوان كه "تنبك نوازان جوان را دريابيد"! در آن نامه كه بعدا در بولتن خانه ي موسيقي انتشار يافت گفتم كه چرا به صورت پراكنده براي اين استاد و آن استاد تنبك بزرگداشت برگزار مي شود! بعد پيشنهاد دادم يك جشنواره ي تخصصي براي تنبك و ديگر سازهاي كوبه اي برگزار شود تا از همه ي اساتيد تنبك تجليل شود و هم فرصتي دست دهد تنبك نوازان جوان بتوانند با شركت در اين جشنواره هنرشان را عرضه كنند. حالا در خبري خواندم كه علت ممانعت از اجرای برنامه موسیقی مشخص نشد. من چند روز است خيلي حالم سر اين جريان خوب نيست! دلايلش هم اين است: ١) استاد ظريف يكي از مهربان ترين , مودب ترين و متواضع ترين هنرمنداني است كه من در عمرم ديده امִ از اينكه ايشان همراه با چند پيشكسوت و موسفيد موسيقي رفته اند به يك شهرستان تا موسيقي بنوازند و بعد به همين راحتي برنامه لغو شده ناراحت شدم! ٢) من از استاد ظريف خواستم تا به عنوان رييس هيات مديره ي كانون نوازندگان سنتي خانه موسيقي آن دوره "تنبك نوازان جوان" را در يابد! حالا نمي دانم به چه كسي بگويم لطفا "موسيقي را دريابيد"! ٣) من فكر مي كنم كمك به كودكان سرطاني يا هر انساني كه به كمك نياز دارد يك "امر خير" محسوب مي شود. اگر حرف من درست باشد ـ كه احتمالا درست هم هست ـ ممانعت از يك "كار نيك" چه معنايي دارد؟ به هر حال دوست عزيز "زارعي" كه حقيقتا از دلسوزان موسيقي است اين چنين دادش به هوا رفته است اصلا جاي تعجب ندارد: چرا راحت در موسیقی را تخته نمی کنید؟! ---------- کنسرت بررسی آثار و زندگی استاد " مجید وفادار " در تالار اندیشه در ضمن پيشاپيش شب يلدا را تبريك مي گويم!
|
|
+ نوشته شده در
85/09/29ساعت 15:6 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
دانشكده ي موسيقي دانشگاه ازنابروك آلمان به تاريخ ١٢ دسامبر ٢٠٠٦ به مناسبت رسيدن سال نوي ميلادي سلسله كنسرت هايي برگزار كردִ اين سلسله كنسرت ها كه از ساعت هفت و نيم عصر آغاز شده بود تا ١١ شب ادامه يافت.
استقبال مردم و دانشجويان از همه ي برنامه ها بسيار خوب بود. همه ي سالن پر شده بود و عده اي هم ايستاده برنامه ها را تماشا كرده مي كردند. گفتني است ازنابروك يكي از شهرهاي فرهنگي آلمان و به عنوان شهر صلح مورد توجه اهالي فرهنگ اين كشور مي باشد. ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/09/22ساعت 13:27 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
به نظر اينجانب نه تنها بايد در انتخابات شركت كرد بلكه بايد به كساني راي داد كه به اهالي فرهنگ و هنر توجه بيشتري دارند! به نظر من نهادهاي صنفي و مدني بايد دست كم مردم را به انتخابات دعوت كنند حتي اگر نمي خواهند از دسته , گروه يا نحله ي فكري خاصي حمايت كنند (به قول معروف سياسي شوند). زيرا شركت در هر نوع انتخاباتي خودش تمرين مردم سالاري است كه به خيال من مفيد است! به ويژه كه انتخابات شوراها به نظر بيشتر رنگ و بوي صنفي دارد تا سياسي.
به نظرم اگر خانه موسيقي براي تشويق مردم جهت شركت در انتخابات پيش رو فراخوان دهد بد نيست و اصلا حركتي سياسي محسوب نمي شود به همان دليل كه حمايت از صلح كاري سياسي نيست! صلح خوب است زيرا در سايه ي صلح است كه توسعه امكان پذير مي شود. ---------- احمد مسجد جامعي كه وزير فرهنگ خاتمي بود و آدم ميانه رويي است نامزد انتخابات شوراها شده است. برخي از اهالي فرهنگ و هنر از مسجد جامعي در انتخابات شوراها حمايت كرده اند: حمايت اهالي فرهنگ و هنر از نامزدي مسجد جامعي در انتخابات شوراها ----------
----------
سنگ بزرگ برداشته شد/ نگاهی به اجرای تازه ارکستر ملل
----------
رامیز قولیف ، نوازنده برجسته تار آذربایجانی
|
|
+ نوشته شده در
85/09/20ساعت 10:58 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
فرض كنيد ما يك گروه موسيقي تشكيل داده ايم ولي يكي سر تمرين ها خيلي دقت ندارد ديگري برخي اوقات سر تمرين ها مي آيد و بعضي اوقات نمي آيد! آن وقت در چنين گروهي نمي توان انتظار داشت كه بتوان كار مهمي در عرصه ي موسيقي انجام داد.
اما اين تمام ماجرا نيست! افرادي هستند كه علاقه ندارند ما پيشرفت كنيم! زيرا منافع آنها در عدم پيشرفت ماست! اين افراد تا مي توانند در كارهاي ما سنگ اندازي خواهند كرد! حالا تصور كنيد اشخاصي باشند كه به موسيقي يا فرهنگ ما علاقه دارند! شما كدام افراد را انتخاب مي كنيد؟ اگر ما خودمان در امور خود مشاركت نكنيم و بدون هدف و انگيزه در خانه بنشينيم مي توانيم كاري انجام دهيم؟ اينكه فكر كنيم بايد همه چيز مهيا باشد تا ما كار كنيم آنگاه به احتمال خيلي زياد هيچ وقت كار نمي كنيم! مگر خانه موسيقي كجاست؟ جالب است! خيلي ها از عملكرد خانه ناراضي هستند ولي حتي حاضر نيستند سالي يك بار هم در انتخابات آن شركت كنند (چه به عنوان راي دهنده و چه به عنوان راي گيرنده!). شما كه خانه موسيقي را حتي در آن حدي نمي بينيد كه سالي يك بار هم به آنجا سر بزنيد و ببينيد آنجا چه خبر است اصلا چرا از آنجا انتقاد مي كنيد! با حرف كه كارها درست نمي شود! حالا به نظر شما وضعيت موسيقي دارد بهتر مي شود يا بدتر؟ دليل اين امر چيست؟ ما چگونه مي توانيم اوضاع را بهتر كنيم؟ ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/09/16ساعت 14:27 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
گرچه از هر ماتمي خيزد غمي فرق دارد ماتمي با ماتمي با نهايت تاسف و تاثر درگذشت شادروانان حاج عباس خسرواني و همسر آن مرحوم حاجيه خانم سعادت توفيقي را به اطلاع كليه اقوام , دوستان و آشنايان محترم مي رساند. به همين مناسبت مجلس يادبودي در روز جمعه ١٧/٩/١٣٨٥ از ساعت ١٠ الي ١١:٣٠ صبح در مسجد النبي (ص) به نشاني انتهاي كارگر شمالي مقابل كوي دانشگاه تهران برگزار مي شود. حضور شما سروران عزيز موجب شادي روح آن شادروانان و تسلي خاطر و امتنان بازماندگان خواهد بود. از طرف خانواده هاي خسرواني , توفيقي , استاد ناصح پور و ساير وابستگان ---------- توضيح: يك هفته پس از درگذشت خاله ي اينجانب , شوهرخاله ام (مرحوم حاج عباس خسرواني) در بيمارستان دوام نياورده و درگذشتִ اطلاعيه بالا مربوط به همين واقعه ناگوار مي باشد. به همين دليل مراسم خاله ام برگزار نشد: مراسم درگذشت مرحومه حاجيه خانم سعادت توفيقي |
|
+ نوشته شده در
85/09/13ساعت 11:54 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
چندي پيش پرهام ناصح پور براي خود سايتي درست كرد. به قول سجاد پورقناد سايت تميز و جمع و جوري است:
پايگاه اينترنتي پرهام ناصح پور به تازگي هم تصميم گرفته كه در بلاگش بنويسد: |
|
+ نوشته شده در
85/09/13ساعت 11:50 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
در يك جلسه ي چند نفره از دوستان اهل موسيقي دعوت شده بودم كه شركت كردم و يكي از نتايج آن اين بود كه در اثر تشويق دوستان گاه بلاگ "پيمان و تنبكش" به راه افتاد! تجربه ي جالبي بود! البته الان به دليل پاره اي گرفتاري ها نمي توانم به مانند قبل آنرا تند تند بروز كنم!
به هر حال يكي از بلاگ هايي كه تقريبا به صورت مرتب سر مي زنم بلاگ ابطحي است چون كوتاه و بامزه مي نويسد. چندي پيش گفت كه تولد بلاگش است: يكي ديگر از بلاگ هايي كه برخي مواقع به آن سر مي زنم بلاگ خوابگرد است: البته به تارنما ها و بلاگ هاي موسيقي كه در "سل" قرار دارد هم سر مي زنم تا ببينم در عالم موسيقي ايران چه خبر است: ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/09/07ساعت 14:47 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
مرحومه حاجيه خانم سعادت توفيقي (خواهر خانم نصرالله ناصح پور) به خاطر تصادف اتومبيل در جاده فيروزكوه درگذشته است.
طي تماسي كه امروز با پدر داشتم ايشان به همراه خانواده در مسجد النبي واقع در خيابان اميرآباد شمالي رو به رو ي كوي دانشجويان به تاريخ ٩ آذر ١٣٨٥ ـ پنج شنبه از ساعت ٦ تا ٧:٣٠ عصر مي نشينند. متاسفانه پويان و پرهام و من به دليل دوري از وطن نمي توانيم در مراسم شركت كنيم. اين موضوع به اطرافيان نزديك خبر داده شده است. گفتم مطلب را در بلاگم درج كنم تا دوستان و آشنايان ازموضوع خبر داشته باشند و چنانچه مايل بودند و امكانپذير بود درمراسم شركت كنند. |
|
+ نوشته شده در
85/09/03ساعت 20:16 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
بهمن رجبي يكي از اساتيد معتبر تنبك و صاحب سبك (به قول خودش صاحب مكتب) است كه براي پيشبرد تنبك به مانند ديگر اساتيد تنبك زحمت كشيده است! هيچ كس نمي تواند و نبايد منكر ارزش بهمن رجبي در عرصه ي هنر تنبك نوازي شود.
او همچنين صاحب تاليفاتي در زمينه تنبك و ريتم است كه در خور توجه است. برخي فكر مي كنند كه من به دليل پاره اي مشكلات نام او را در مقاله هايم حذف كرده ام. در حاليكه چنين نيست. زندگي نامه ي ايشان را خودم به انگليسي ترجمه كردم كه آنرا مي توانيد اينجا ببينيد: در ضمن در مقاله هايي كه لازم ديدم از ايشان نام بردم كه آنها را مي توانيد اينجا ببينيد: Styles of Tonbak Playing in Classical Music of Persia در مقاله ي دوم به اصطلاح معروف رجبي يعني "اشاره بايد در ريتم حل شود" اشاره شده است كه اينجانب اين موضوع را به نگارنده ي آن مقاله گوشزد كرده ام. دوست محترم "هوشنگ ساماني" مطلبي به افتخار ايشان در بلاگش انتشار داده است كه به افتخار بهمن رجبي من نيز به آن پيوند مي دهم: در ضمن بايد اضافه كنم با فحاشي هاي بهمن رجبي مخالفم! معتقدم اين رفتار رجبي كمكي به بهبود وضعيت اجتماعي تنبك نوازان نكرده است و به همين دليل در آن مقاله معروف كه پیشتر در دوهفته نامه "فردای بهتر" در نیمه اول آبان ١٣٧٨ به چاپ رسیده و سپس در نشريه الكترونيكي گفتگوي هارمونيك نشر داده شده از بهمن رجبي نام نبردامִ اميد آنكه شاگردان آن استاد گرانقدر مطالب ارزشمند او را فراگيرندִ مقاله ي معروف وضعیت اجتماعی تنبک نوازان ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/09/03ساعت 18:2 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پيمان ناصح پور، فرزند نصرالله ناصح پور (استاد رديف هاي آوازي)، به سال ١٣٥٣ در تهران به دنيا آمد. در خانواده اش با موسيقي اصيل آذري و ايراني آشنا شد و پس از به پايان رساندن دوره ي موسيقي كودكان كارل ارف زير نظر محمد رضا درويشي (پژوهشگر موسيقي نواحي ايران) آغاز به يادگيري تنبك به استادي زنده ياد ناصر فرهنگ فر (استاد صاحب سبك تنبك) پرداخت.
پس از ورود به دانشگاه شهيد بهشتي در رشته ي رياضي محض، به يادگيري قاوال (دايره ي آذري) زير نظر لطيف طهماسبي زاده (استاد صاحب سبك دايره) و دف در خانقاه خليفه ميرزا آقا غوثي (استاد دف خانقاهي) مبادرت ورزيد. در اين مدت به اهميت موسيقي اصيل هند نيز پي برد و به پژوهش درباره ي طبلا و ريتم هاي هندي پرداخت. او در دومين المپياد دانشجويي كشور در رشته ي رياضي ميان ٢٨٣٦ نفر موفق به كسب رتبه ي دوازدهم شد و براي ادامه ي تحصيل به دانشگاه تهران رفت و به سال ١٣٧٨ درجه ي كارشناسي ارشد رياضيات را دريافت كرد. يك دوره با گروه همنوازان شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي (استاد تار، سه تار، كمانچه و رديف هاي سازي) و ديگر هنرمندان نامي همچون هابيل علي اف (استاد كمانچه آذري)، پيتر گيگر (استاد موسيقي جاز)، مسعود شعاري (نوازنده ي نامي سه تار)، حسن ناهيد (استاد نامي ني)، مجيد درخشاني (نوازنده ي نامي تار) و ... همكاري كرده، مقالات متعددي به زبان فارسي و انگليسي نوشته و در چند جشنواره ي بين المللي شركت كرده است. |
| آرشیو موضوعی |
|
نصرالله ناصح پور متفرقه تنبك قاوال دف موسيقي كوبه اي موسيقي به صورت عام ریاضی |
|
RSS
|