![]() |
![]() |
|
| گاه بلاگ پيمان ناصح پور - نوازنده ي تنبك، قاوال و دف |
|
بيا من از جهان غرب بگويم و از مشكلاتش!
اينجا هم خوب بنگري مردم گرفتار روزمرگي و بدتر از آن ماشينيزم هستند! البته اين رسم دنياست كه به "گردشگر" بايد خوش بگذرد ولي زندگي دراز مدت درغرب هم خسته كننده است! تنهايي را هم به آن اضافه كن! اينجا افسردگي بيداد مي كند! وقتي به درون زندگي افراد مي روي متوجه مي شوي كه داستان از چه قرار است! البته من همه جاي غرب را نديدم ولي به هر حال چهار كشور آن را (با احتساب سفرهاي پيشين) ديده ام! و البته به مشكلات كشور عزيزم ايران آشنايي دارم (فقط چند ماه است كه براي پژوهش در زمينه رياضي و رايانه از ايران عزيز بيرون آمده ام) ولي در ايران خودمان با همه ي مشكلاتش چيزهايي هست كه هيچگاه در جهان غرب يافت نمي شود و فقط يك نمونه اش موسيقي پر افتخارمان است. چنانچه بتوانيم روي علم و هنر بومي خودمان كار كنيم و آنرا گسترش دهيم حتي براي پژوهش هم لازم نيست رنج سفر را بر خود تحميل كنيم! پس از انديشيدن ژرف دارم به اين نتيجه مي رسم كه كار كردن روي دانش "قوم ـ رياضي" يا "رياضيات بومي" مي تواند كمك بزرگي به رياضيات و موسيقي ايران كند. ---------- رياضيات ضد نژاد پرستانه (اين متن به صورت مختصر نشان مي دهد چگونه غربي ها با ديد نژاد پرستانه ي خود همه چيز رياضيات را تقريبا به خود نسبت داده و نقش مهم چيني ها و هندي ها و ايراني ها ... (به ويژه دوره ي اسلامي) را ناديده مي گيرند!) |
|
+ نوشته شده در
85/06/31ساعت 14:37 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
در اخبار هنري خبرگزاري كار ايران (ايلنا) ديدم كه يك بانوي نقاش و موسيقيدان نمايشگاه نقاشي راه انداخته است با موضوع "زن و موسيقي" كه اصل خبر را مي توانيد اينجا مشاهده فرماييد:
نمايشگاه نقاشي " آرزو آنتيك چي" با موضوع زن و موسيقي كاش مي شد عكس هايي از اين آثار را مي ديدم! ما كه فعلا از وطن دوريم و از اين دوري هم چندان راضي نيستيم! دلمان براي دوستانمان هم بسيار تنگ است ولي چاره اي نيست! هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد! به اميد ديدار كه اميدوارم لحظه ي ديدار نزديك باشد. ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/06/28ساعت 8:9 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
ما نياز داريم تا ايران و فرهنگش را به دنيا بشناسانيم و براي چنين كاري نياز داريم كه به انگليسي هم بنويسيم! البته اين خوب است كه به فارسي هم بنويسيم! در حقيقت بايد به فارسي بنويسيم كه وسيله اي براي ترويج زبانمان هم باشد! در غير اين صورت كمتر كسي با فرهنگ مان آشنا خواهد شد!
چند سال پيش كه در دانشگاه تهران با اينترنت آشنا شدم در مورد تنبك تقريبا هيچ اطلاعاتي نبود! از آن موقع تا به حال تنبك خيلي بيشتر در اينترنت مطرح شده است و اخيرا هم مجيد عود ايراني را به خوبي مطرح كرده است و اميدوارم كه براي آواز و سازهاي ديگر هم پايگاه اينترنتي مناسب راه اندازي شود. ---------- ---------- |
|
+ نوشته شده در
85/06/22ساعت 18:20 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
امروز به تاريخ هفت سپتامبر ٢٠٠٦ گروه موسيقي "بانو" به سرپرستي "مريم آخوندي" در جشنواره ي رقابتي موسيقي ملل در شهر "درتموند" آلمان به روي صحنه مي رود.
اين گروه كه همه ي اعضاي آن از بانوان ايراني است "هنگام خوانندگي به صورت گروهي" فقط از سازهاي كوبه اي پوستي ايراني (تنبك دهل دايره و دف) براي همراهي آوازشان استفاده مي كنند. لازم به ذكر است كه اين گروه كنسرت هاي متعددي در آلمان برگزار كرده است. ---------- مصطفی آخوندی (وبلاگ مصطفي آخوندي برادر مريم آخوندي) کنسرت گروه «بانو» در مرکز فيلارمونيک شهر کلن آلمان ********** ********** |
|
+ نوشته شده در
85/06/16ساعت 12:46 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
چرا وقتي لطفي نظرش را در مورد كمانچه مطرح مي كند همگي (و برخي با عصبانيت) جوابش را كف دستش مي گذاريد اما وقتي تنبك نوازان مي گويند "ما فقط حقمان را مي خواهيم" سكوت معني داري همگي تان را تسخير مي كند!
به چه دليل وقتي مي گويم چرا تنبك را به صورت تخصصي در دانشگاه درس نمي دهيد مي گوييد به خانه موسيقي نامه بنويس بررسي مي كنيم! ولي پشت سر مي شنوم كه بعضي گفته اند: "آقا جان كجا تنبك به تار مي رسد!" شما كه يك هنرمند ايراني هستي و با من اين چنين برخورد مي كني من از يك خارجي چه انتظاري داشته باشم كه به تنبك ارج نهد! چرا شما به عنوان هيات مديره كانون نوازندگان سنتي كه ما تنبك نوازان هم قسمتي از آن كانون هستيم فقط در مورد "رديف" جلسه برگزار مي كنيد؟ چرا از تنبك نوازان برجسته ي مملكت دعوت نمي كنيد تا در مورد تنبك و ريتم بحث كنند؟ يعني ما آدم نيستيم؟ بگذار راحت تر و شفاف تر بگويم! وقتي شما كه تارنوازش باشي و اين چنين رفتار كني من از "دفتر موسيقي" چه انتظاري داشته باشم كه موقعيت موسيقيدانان را درك كند! ********** |
|
+ نوشته شده در
85/06/13ساعت 1:16 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
شهر هاله يكي از شهرهاي دانشگاهي شرق آلمان است و بخش موسيقي آن يكي از مهمترين مراكز آكادميك آلمان در زمينه ي موسيقي مي باشد.
دو روز پيش از بخش موسيقي آن ديدار كردم و الان كه تعطيلات تابستاني است اكثر اساتيد دانشگاه ها به دانشگاه نمي آيند و بنابراين موفق شدم فقط با يكي از اساتيد آنجا درباره ي موسيقي شرق صحبت كنم. چيزي كه نظرم را بسيار جلب كرد امكانات وسيع بخش موسيقي آن نسبت به گروه هاي موسيقي دانشگاه هاي ايران بود. به هرحال امروز كه روز جهاني صلح است همراه با برادرم پويان و سازهايمان به ميدان اصلي شهر هاله ي آلمان رفته و كنار پوستر سفيد رنگ صلح عكس يادگاري گرفتيم. اين پوستر توسط انجمن "دايره صلح" هاله تهيه شده است. عكس را اينجا مشاهده بفرماييد. ********** قسمتي از تكنوازي تنبكم را در اينجا قرار دادم: |
|
+ نوشته شده در
85/06/10ساعت 23:59 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
محمود مخدوم يكي از شاگردان خوب پدراست كه صداي گرمي هم دارد. چندي پيش متوجه شدم كه مصاحبه ي جالبي با مقام انجام داده است كه مي توانيد آن را اينجا بخوانيد:
اخلاق، سرلوحهي كار هنرمند است ********** در ضمن از پايگاه اينترنتي ودود موذن (يكي ديگر از شاگردان فعال پدر) ديدن فرماييد: ********** |
|
+ نوشته شده در
85/06/08ساعت 19:3 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
"استاد بازي" در خبرگزاري ها را تمام كنيد!
يكي از دوستان خوب و زحمتكش عرصه موسيقي طي مطلبي كوتاه به موضوعي مهم اشاره كرده است و آن همان موضوع "استاد بازي" برخي خبرگزاري ها است! به اين مفهوم كه نه تنها شايسته نيست به هر كسي لقب استاد داده شود بلكه معيار و ملاك دقيقي هم وجود ندارد كه چه كسي "استاد" است. به نظر اينجانب به ويژه در حوزه خبر موسيقي مي توان به اين موضوع پايان داد و از شر اين "استاد استاد" ها خلاص شد. احساس من اين است كه جايگاه بزرگان موسيقي مشخص است و صرفا با دادن لقب استاد به كسي نمي توان براي او اعتبار كسب كرد. ********** موسيقي محلي
در اهميت موسيقي محلي گفتن همين نكته كافي است كه بدون هيچ تعارفي در موسيقي سنتي ايران ما هر چه داريم از "موسيقي محلي" داريم و بس! پيشنهاد آمن خادمي مبني بر پرداختن به موسيقي محلي ـ يا بقول معروف موسيقي نواحي ـ و انتشار آن در پايگاه هاي اينترنتي هنري بسيار پيشنهاد خوبي است و من از آن استقبال ميكنم ولي پيش از هر چيزي بايد به اين نكته اشاره كنم كه بين موسيقي هاي گوناگون ايراني شايد موسيقي آذربايجان تنها موسيقي مهمي است كه خود داراي انواعي است و يكي از نوع هاي آن موسيقي محلي آذري است و يكي از نوع هاي موسيقي محلي آذري موسيقي "عاشيقلار" است كه خود به تنهايي به قدري وسيع است كه اينجانب جرات ورود به بحث در آن را ندارم و تا حدي هم از تخصص اينجانب خارج است! بنابراين دادن عنوان "محلي" به موسيقي آذري كار صحيحي نيست. همچنين بايد اضافه كنم خوشبختانه روي موسيقي آذربايجان ـ به ويژه در آذربايجان بالا ـ خيلي خوب كار شده است ولي متاسفانه بسياري از آن آثار در دسترس هموطنان عزيز ايراني نيست و اميدوارم روزي در اختيار همگان قرار گيرند. ********** استاد بسم الله خان - پانديت راوي شانكار
در هندوستان ـ تا آنجاييكه من ديدم و شنيدم ـ به بزرگان موسيقي اگر مسلمان باشند لقب "استاد" و اگر هندو باشند لقب "پانديت" مي دهند. ********** يك كم شوخي!
در برخي نظر ها برخي دوستان به اين حقير لقب استاد مي دهند! برخي هم موضوع را جدي گرفته نسبت به اين كار عكس العمل نشان مي دهند! پيشنهاد بنده اين است كه به من لقب "استاد بعد از اين" بدهيد تا نه سيخ بسوزد نه كباب! يكي از اساتيد بنام هم در برخي آثارش لقب هاي جديدي اختراع نموده اند كه كار را بسيار پيچيده كرده اند! اين القاب جديد را ياد بگيريد: "استاد كامل" و "استاد بزرگ" و ... ********** |
|
+ نوشته شده در
85/06/06ساعت 8:37 توسط پيمان ناصح پور |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پيمان ناصح پور، فرزند نصرالله ناصح پور (استاد رديف هاي آوازي)، به سال ١٣٥٣ در تهران به دنيا آمد. در خانواده اش با موسيقي اصيل آذري و ايراني آشنا شد و پس از به پايان رساندن دوره ي موسيقي كودكان كارل ارف زير نظر محمد رضا درويشي (پژوهشگر موسيقي نواحي ايران) آغاز به يادگيري تنبك به استادي زنده ياد ناصر فرهنگ فر (استاد صاحب سبك تنبك) پرداخت.
پس از ورود به دانشگاه شهيد بهشتي در رشته ي رياضي محض، به يادگيري قاوال (دايره ي آذري) زير نظر لطيف طهماسبي زاده (استاد صاحب سبك دايره) و دف در خانقاه خليفه ميرزا آقا غوثي (استاد دف خانقاهي) مبادرت ورزيد. در اين مدت به اهميت موسيقي اصيل هند نيز پي برد و به پژوهش درباره ي طبلا و ريتم هاي هندي پرداخت. او در دومين المپياد دانشجويي كشور در رشته ي رياضي ميان ٢٨٣٦ نفر موفق به كسب رتبه ي دوازدهم شد و براي ادامه ي تحصيل به دانشگاه تهران رفت و به سال ١٣٧٨ درجه ي كارشناسي ارشد رياضيات را دريافت كرد. يك دوره با گروه همنوازان شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي (استاد تار، سه تار، كمانچه و رديف هاي سازي) و ديگر هنرمندان نامي همچون هابيل علي اف (استاد كمانچه آذري)، پيتر گيگر (استاد موسيقي جاز)، مسعود شعاري (نوازنده ي نامي سه تار)، حسن ناهيد (استاد نامي ني)، مجيد درخشاني (نوازنده ي نامي تار) و ... همكاري كرده، مقالات متعددي به زبان فارسي و انگليسي نوشته و در چند جشنواره ي بين المللي شركت كرده است. |
| آرشیو موضوعی |
|
نصرالله ناصح پور متفرقه تنبك قاوال دف موسيقي كوبه اي موسيقي به صورت عام ریاضی |
|
RSS
|